Warning: Use of undefined constant HTTP_USER_AGENT - assumed 'HTTP_USER_AGENT' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home2/robitco3/public_html/wp-content/themes/gamezone/header.php on line 1
داستان Apex Legends – Robitco

Apex legends یکی از بازی های بتل رویال است که رایگان عرضه شده که در مدت زمان خیلی کوتاهی توانست کلی طرفدار پیدا کنه

موفقیت های این بازی به قدری زیاد بود که خیلی ها اونا با fortnite مقایسه میکردند حتی کار به جایی کشیده شده بود که میگفتند که اون حتی از fortnite بهتره و قراره موفق تر هم بشه

اپکس در واقع اسم یه جور مسابقه خونین که در اون تمام قسمت های دنیا جنگجو های ماهر و با استعداد دور هم جمع شده اند تا با ایجاد یه تیم سه نفری برای به دست اوردن پول،شهرت و یا افتخار با هم رقابت کنند.

ورزشگاها و آرِناهایی که برای این مسابقات استفاده میشه روی یه سری مناطق خیلی خاص قرار داده میشه که به اونا Outland میگن تو این مناطق از محدود جاهایی هستند که هیچ مرکز مسکونی توشون وجود نداره و حتی توی جنگها قبلا صورت رفته هم بهشون آسیب وارد نشده برای همین بعد از اینکه جنگ تموم شده از اونا برای جنگ استفاده شده این مناطق نظر خیلی از سربازا، جنگجو و جایزه بگیر ها رو جلب میکنه .

اونا که همشون بعد از جنگ هنوز تشنه مبارزه بودند دنبال جایی برای سیر کردن عطششون میگشتند و اینطوری بود بازی های Apex شروع شرد تاافراد بتونند به واسطه این بازیا به اهدافشون برسند باگزر زمان افراد بیشتری وارد این بازی ها شدند به طوری سرار دنیا ملیون ها بیننده پیدا کرد

هر کدوم از این افراد که در Apex شرکت میکردند هدف های خاصی داشتند افرادی برای پول و شهرا مسابقه میدادن و بعضی برای حقیقت خودشون و بعضی میخواستن مهارت های خودشون را بیشتر کنند.

Wraith

اسم واقعی و سن و محل تولدش نامشخصه اگرچه این مبارز چابک و مرگ بار تونسته به  لطف مهارت های بی نظیرش تو بازی های Apex  مشهور بشه ولی کلی طرفدار جذب خودش کنه.

اون تویه یه تیمارستان روانی از خواب بیدار میشه بدون اینکه هیچ چیزی یادش بیاد حتی از اون بدتر  یه صدای عجیب به زمزمه کردن توی مغزش که باعث میشده شبها نتونه بخوابه.

این صدا wraith رو داشت دیونه میکرد که تصمیم گرفت به این صدا گوش کنه، این صدا بهش کمک با دستکاری خلع پورتال هایی به وجود بیاره که با استفاده از اونا از تیمارستان فرار کنه.

حالا اون میخواد حویت خودشو پیدا کنه و به منبع اصلی این قدرت متصل بشه کلی از تاسیات قدیمی وجود دارن که خیلی ها نمیتونند وارد اون بشن که در زیر آرنای های داخل بازی دفن شده اند اما wraithمیتونه وارد اونا بشه،صدای توی سر اون به اون خطراتی قراره براش رخ بده هشدار بده اینطوری اون میتونه از حمله قافل گیر کننده نجات پیدا کنه حتی میتونه پورتال هایی باز کنه که خودش و تیمشو فراری بده.

Mirage

Elliot witt که همه انرو با اسم Mirage میشناسند

Elliot توی یک خانواده با چهار تا برادر بزرگ شده علاقه زیادی به جلب توجه و گول زدن بقیه داره اگر چه فقط یه چیزی وجود اونو جدی میکنه.

مادرش یک مهندس نابغه بود که تکنولوژی به نام Holo-Pilot اختراع کرده بود که میتونست یه سری تّوّهُم به وجود بیاره این توهم ها دشمن را گول میزدند و برای همین ازشون برای نبرد استفاده کرد Elliot عاشق این اختراع بود

Elliot همش از این وسیله استفاده میکرد تا بتونه استفائه از این وسیله رو یاد بگیره

اما در طول سال های جنگ 3 تا از برادراش گم میشن و اینطوری اون تک فرزند شد اون وقت آزادشو به دو قسمت تقسیم کرد اول اینکه به مادرش توی اختراع وسایل جدید کمک میکرد و دوم اینکه توی بار کار میکرد و توی همون زمان از بازی های Apex مطلع شد

اون میدونست این بازیا خطرناک هستن و میترسید مادرش هر چهار تا بچش رو از دست بده البته  یه روز مادرش یه دست کامل از تکنولوژی Holo-Pilot داد و گفت بره دنبال رویاهاش

حالا Mirage یکی از محبوب ترین کراکتر های بازیه تکنولوژی اون بهش اجازه میده که یه سری توهم ایجاد کنه یا گول بزمه و حتی نا پدید بشه، آلتیمیت Mirage میتونه  تعداد زیادی تصویر خیالی از خودش ایجاد کنه اینطوری میتونه فرار کنه

Pathfinder

Pathfinder یک ربات همه کارست که اونو با اسم MRVNمیشناسند البته اصلی ترین ویژگی این رباط مربوط به ردیابی و پیدا کردن مختصات دشمنا میشه

 10سال پیش این ربات توی یه آزمایشگاه متروکه روشن میشه درحالی نمیدونه جه کسی اونو اختراع کرده و هدف چیه برای همین این رباط وارد دنیای بیرون شد تا بتونه سازنده خودشو پیدا کنه اون به جاهای مختلفی میره و چیزای یادی یاد میگیره اما با این حال هیچ سر نخی از سازنده خودش پیدا نمیکه.

برای همین یه نقشه جدید میکشه اون تصمیم میگره با مسابقه دادن توی Apex و مشهور شدن کاری کنه سازندش متوجه حضورش بشه و سراغش بره.

طراحی Pathfinder بهش اجازه میده که بیتونه با قلاب هاش توی آرنا به راحای جابهجا بشه یا میتونه درباره مخفی گاه دشمناش اطلاعاتی بدست بیاره.

آلتیمیت این رباط هم یه زیپ لاین درست میکنه که هم تیمی هاش هم بتونند به راحتی جا به جا بشند

Bloodhound

Bloodhound یکی دیگه از مبارزهاست که توی Outland  به عنوان یکی از بهترین شکارچی ها شناخته میشه اما حویت واقعی اون به عنوان یک راز باقی مونده.

شایعات زیادی در مورد حویتش وجود داره مثلا اون یه سرمایه دار خیلی سروت منده یا یه قاتل تشنه به خون یا غول خیلی وحشی اما تنها چیزی میشه درباره او گفت اینکه اون یکی از ترسناک ترین مبارز ها توی Apex به شمار میاد.

مهارت ردیابی اون بدون رقیبه طوری بهش اجازه میده هدف های مخفی دشمنا رو شناسایی کنه یا حتی حرکت دشمنا رو حس کنه.

Bloodhound باور دارهکه قدرت هاش یه هدیه از طرف خدایان شمالی است.

این هدیه از خدا بهش اجازه میده از دشمنای مخفی و تله ها رو حس کنه و اون میتونه رد پای دشمنارو رو تشخیص بده.

آلتیمیت Bloodhound اونرو یجورایی تبدیل حیوان میکنه و باعث میشه حواس پنج گانه و چند برار بشه و سرعتش افزایش پیدا میکنه.

Anita Williams

گروه بان Anita Williams یکی از بی نظیر ترین سربازهایی هست که تاحالا ارتش به خودش دیده.

3سال پیش Anita و برادرش به یه ماموریت فرستاده شدند تا یه مزدور فراری رو دستگیر کنند  اما گروه اونا ارتباطشون رو با مقر اصلی از دست داد و بعد نیرو های مزدورها بهشون شبیه خون زدند.

گروه از هم جدا شدند برادر اوغقب موند و جلوی دشمن رو گرفت تا Anita بتونه فرار کنه.

حالا اون تنهاست و توی قسمت های متروکه Apex  گیر افتاده و راه برگشت به خونه نداره اون توی مسابقات شرکت کرده تا بتون پول کافی بدست بیاره و اینطوری با بدست اوردن پول به مقر اصلی برگرده  و با بقیه اعضای خانواده ملاقات کنه.

تمرینات ارتشی Anita اونرو به یک مبارز مرگبار تبدیل کرده رفلکس بالا اون کاری کرده در هنگام تیر اندازی سریع تر بتونه واکنش نشون بده.

اون میونه بمب های دود زا بندازه تا بتونه به هم تیمی هاش کمک کنه و از دست دشمن فرار کنه

آلتیمیت اون هم میتونه از نیروی هوایی کمک بگیره منطقه وسیعی رو بمب بارون کنه

Life line

Life line  شاید شبیه هیچ کدوم از قهرمان های بازی نباشه اون توی یه خانواده پولداردنیا اومده که سروتشون از راه غیر اخلاقی بدست اومده بود.

وقتی Lifeline میفهمه خانوادش آُسیب های زیادی به مردم وارد کرده بود اونارو ترک میکنه برای اینکه کاری های خانوادش رو اصلاح کنه  به یه سازمان کمک کننده انسان دوستانه عضو میشه.

اگرچه این سازمان به منابع مالی نیاز داره برای همین او وارد مسابقات Apex میشه تا بتونه برای سازمان پول جمع کنه.

Lifelineترجیح میده بجای قتل آم به هم تیمی های خودش کمک های اولیه  برسونه و بقیه رو Heal کنه.

شاید او بی عاطفه به نظر بیاد اما ته دلش میخواد به همه کمک کنه و دنیا رو تبدیل به یه جای بهتر کنه.

اون یه امداد گربااستعداده که تجربه مبارزه هم داره یعنی میتونه هم تیمیاشو احیا کنه در حالی رباتش یه شیلد درس میکنه

اون میتونه یه پهباد رو به سمت هم تیمیاش پرت کنه و اونارو هیل کنه

آلتیمیتش یه محموله رو ارسال میکنه که پر از امکانات دفاییه

Gibraltar

Gibraltar سنگین ترین شرکت کننده است که شهرت خیلی زیادی داره .

پدر و مادراون هردوتاشون عضو سازمان هایی بودن که زندگی خودشون رو وقف کمک کردن به مردم بودند .

او زمانی معنی کمک کردن رو فهمید که یه روز اون و دوستش موتور پدرشو میدزند و توی باطلاق گیر می افتند و پدرشون به کمکشون میاد و در هنگام کمک پدرش یکی از دستاشو از دست میده .

Gibraltar هیچ وقت این فداکاری و اتفاقی که افتاده بود رو فراموش نمیکنه  و از یاد نمیبره.

برای همین زندگی خودشو وفق کمک کردن دیگران میکنه در طول این سالها کلی از دوستان او وارد مسابقات Apex میشن تا پول و شهرت زیادی بدست بیارن اما بعضی از اونا هیچ وقت برنگشند.

این موضوع باعث شد Gibraltar وارد مسابقات بشه و از دوستاش مراقبت بکنه.

مهارت امدادی اون با مهارت رزمیش ترکیب شده و بهش کمک کردن محبوب ترین قهرمان Apex شه.

قابلیت های اون شامل تفنگ سپر دار و یا ایجاد یه گنبد محافظتی بشه حتی اگر اوضاع وخیم بشه میتونه یه منطقه رو بمب باران کنه.

Caustic

همه افراد داخل این بازی قهرمان نیستند و شاهد این موضوع فردی به نام Caustic است.

قبل از اینکه اون به این روانی که همه میشناسند تبدیل بشه یه دانشمند به نام Alexander nox بود که روی گاز های سمی کار میکرد.

اوضاع خوب بود و همیشه مشتری گاز های شیمیایی بیشتر میشد اما برای اینکه اون گاز های بیشتری رو امتحان کنه به نمونه های زنده نیاز داشت.

اون تصمیم گرفت آزمایش های انسانی انجام بده ولی رئیس آرمایشگاه فهمید و خواست جلوشو بگیره که Alexander آزمایشگاه رو با گاز پر کرد و کار کنان و رئیس آزمایشگاه رو کشت.

امروزه همه فکر میکنن اون مرده ولی Alexanderبا اسم مستعار Caustic وارد مسابقات شده تا بتونه گاز های جدیدشو رو امتحان کنه.

مهارتاش به اون اجازه میده تله هایی بکار بگزاره تا دشمنارو غافلگیر کنه و با استفاده از ماسک خاصش از گاز های سمی در امان بمونه آلتیمبت اون یه بمب سمی که توی یه منطقه منفجر میکنه و کاری میکنه دشمناشو از پا در بیاره

Octane

اسم واقعی اون octaviossilva است .

اون پسر یکی کمپانی های مهم دارو سازی بود و اون هیچ چیزی تو زندگیش کم نداشت.

یه روز که حوصله اون سر رفته بود تصمیم میگره نمایش های مرگبار انجام بده مثل قورت داد شمشیر یا پرا شدن با  توپ بعد اون نمایش هارو تو اینترنت آپلود میکرد.

یه روز اون تصمیم میگیه با منفجر کردن یه نارنجک خودشو به جلو پرت کنه اما نمایش خوب پیش نمیره و به او آسیب جدی میزنه.

دکترا مبگفتند آسیبی که به پای او ایجاد شده خیلی زیاده و باید دست از این کار بکشه  اما Octane از دوست قدیمیش یعنی Lifeline کمک میگیره اون هم پاهای مصنوعی برای Octane میسازه.

Octane  دوباره کار خودشو شروع میکنه اما نمایش های خطرناک کافی نیست بلکه ائن میخواد تو Apex شرکت کنه تا به نهایت هیجان برسه.

Octane از سرعت بسیار بالایی برخورد داره و میتونه با فرو بردن محلولی سبز سرعت خودشو چند برار کنه .

Natalie watson

Natalie watson یکی از چهره های معروف این بازی به حساب میاد چرا که اون دختر مهندسیه که کلی از آرنا بازی رو ساخته.

او خیلی باهوش بود برای همین خیلی سریع پدرش اونرو به عنوان دستیارش انتخاب کرد اما اون خیلی سر به هوا هم بود گاهی به یه وضوع بی توجهی میکرد و گاهی سر همون موضوع تمرکز میکرد.

رشته برق خیلی سریع توجه اونو جلب کرد و برای همین تمام تلاششو بروی این رشته گزاشت  خیلی سریع به بهترین مهندس دنیا تبدیل شد.

حلقه داخل بازی که با مرئر زمان کوچک میشه واگر بازسکن ها بهش بخورن دمج میگیرن رو Wattson ساخته روزی که قرار بود از این حلقه پرده برداری بشه پدر او میمیره.

اما یه گروه از مسابقه که Wattson میشناختن و اورو دعوت کردند تا اونم توApexثبت نام کنه،حالا اون کنار دوستاش در آرنا مبارزه میکنه وبه مرور زمان زمین های بازی رو با تجهیزات مختلف ارتقا میده هیچکس بهتر از اون به آرنا ها آشنایی نداره.

او کیتونه با کاشتن دروازه الکتریکی دشمناشو به دام بندازه و ضربه شدیدی بهشون بزنه.

نویسنده:اشکان دشتی

ارسال نظر